ثار نامه هشتم - رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

زان یار دلنوازم شُکری است با شکایت

گر نکته دان عشقی ، بشنو تو این حکایت

 

بی مزد بود و منّت ، هر خدمتی که کردم

یارب ! مباد کس را ، مخدوم بی عنایت

 

رندان تشنه لب را ، آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

 

در زلف چون کمندش ، ای دل ! مپیچ کانجا :

سرها بُریده بینی ، بی جُرم و بی جنایت

 

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

 

در این شب سیاهم ، گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ! ای کوکب هدایت

 

از هرطرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

 

این راه را نهایت ، صورت کجا توان بست؟

کِش صد هزار منزل بیش است در بدایت

 

هر چند بُردی آبم ، روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر ،کز مدعی رعایت

 

عشقت رسد به فریاد ، اَر خود بسان «حافظ »

قرآن ز بَر بخوانی در چارده روایت

/ 4 نظر / 350 بازدید
سید محمدعماد

سلام این شب ها خیلی التماس دعا داریم . مریضی هست که هم شما می شناسید هم ما ، برای ایشون خیلی دعا کنید .

محمد مهدی تهرانی

سلام اخوی رفتیم تو فاز جنبش وبلاگی در انتقاد به عملکرد قوه قضائیه طی چند ماه اخیر خصوصا در برخورد با رسانه ها و وبلاگ ها. از شما هم که دیگه بزرگ ما هستید دعوت می کنم نقطه نظراتتون رو تو این زمینه بنویسین. نوشتی خبر بده لینکت کنم. ما رو دعا کنید یاعلی

اميرحسين

حاج تقي....خيلي التماس دعا داريم...خيلي...تو را به خدا مرا اسم ببر در اين روزها و شبها.حاج حسن را هم فراموش نكن...ياعلي

ناشناس

به مناسبت اربعین حسینی آمد و دل را مصفا کرد و رفت روضه را با شور برپا کرد و رفت این محرم بود یا غم بود یا آواز عشق هر چه بود ، دل را چو دریا کرد و رفت اشک ریزم در عزایت یا ابوالاحرار عشق اشک آمد راز پنهان را هویدا کرد و رفت پرچـــــــم ســرخ حسینی بر فــــــراز کربلا خط سرخ عشق را با شور املا کرد و رفت این علمدار حسین است یا "علی" دیگر است مشک را بر دوش چون نان و خرما کرد و رفت ما نبودیم در ره و افسارمان بگسسته بود ساربان آمد ره گمگشده پیدا کرد و رفت ای شهیدا! بر سر نی زلف خود را بازگیر باد آمد این دل شوریده شیدا کرد و رفت مهدی کویر http://mahdikavirpoems.blogfa.com/